Scheu
diePlural: Scheu
Genitiv: NULL
۱. کمرویی، خجالت، حجب؛ [نیز:] ترس، واهمه، باک، ابا، ترس
Beispiele:
بدون خجالت حرف خود را زدن
ohne Scheu sprechen
از ترس اینکه (مبادا) بیدارش کند
aus Scheu, ihn zu wecken
۱. کمرویی، خجالت، حجب؛ [نیز:] ترس، واهمه، باک، ابا، ترس
بدون خجالت حرف خود را زدن
ohne Scheu sprechen
از ترس اینکه (مبادا) بیدارش کند
aus Scheu, ihn zu wecken