wort dictionary

Qualm

der
Plural: Qualm
Genitiv: (e)s

۱. دود، دود غلیظ؛ (در زبان عامیانه) دعوا، قیل و قال

Wendungen:

الم شنگه به پا کردن، قشقرق راه انداختن، کولی بازی درآوردن

viel Qualm machen (ugs.)