Pleite
diePlural: Pleiten
Genitiv: NULL
۱. ورشکستگی
Wirtsch.
Beispiele:
ورشکست شدن
Pleite machen/ gehen
دارد ورشکست می شود، چیزی نمانده که ورشکست شود
er steht vor der Pleite
۲. افتضاح، (مایه ی) آبروریزی/ رسوایی، عدم موفقیت
Beispiele:
افتضاح/ آبروریزی می شود، رسوایی به بار می آید
es gibt eine große Pleite