Niederschrift
diePlural: Niederschriften
Genitiv: NULL
۱. گزارش، یادداشت، نوشته
۲. ثبت، نوشتن، به روی کاغذ آوردن و صورت جلسه کردن، تحریر
Beispiele:
اعتراض شما باید به صورت مکتوب و یا به شکل یک گزارش صورت جلسه شده به دفتر امور شعبه دادگاه ارائه شود
Sie können Ihre Beschwerde durch Einreichung einer Beschwerdeschrift oder zur Niederschrift der Geschäftsstelle einlegen