wort dictionary

Moralpredigt

die
Plural: Moralpredigten
Genitiv: NULL

۱. درس/ موعظه ی اخلاقی، وعظ، نصیحت، پند و اندرز

Beispiele:

(برای کسی) موعظه خواندن/ موعظه ی اخلاقی کردن، (کسی را) نصیحت کردن، (به کسی) درس اخلاق دادن

(jdm.) eine Moralpredigt halten