Lebenszeichen
dasPlural: Lebenszeichen
Genitiv: s
۱. نشانه ی زنده بودن، اثری از زنده بودن، نشانه ی حیات؛ [نیز:] خبر
Beispiele:
دیگر نشانه ای از زنده بودن در او نبود
er gab kein Lebenszeichen mehr von sich
بعد از آن ما را بی خبر گذاشت، دیگر خبری از او نرسید
wir haben kein Lebenszeichen von ihm bekommen