Latte
diePlural: Latten
Genitiv: NULL
۱. توفال، تخته ی باریک؛ [ورزش: تخته یا میله ی افقی پرش، تیر دروازه و غیره]
Wendungen:
یک سری سوال
eine (lange) Latte von Fragen (ugs.)
آدم لنگ دراز، آدم دراز لاغر
eine lange Latte (ugs.)
چشم دیدن کسی را نداشتن
jdn. auf der Latte haben
مثل اینکه مخت معیوبه!، مثل اینکه عقلت پارسنگ می بره!
du hast wohl nicht alle auf der Latte!
خواهش های (درخواست های) زیادی
eine lange Latte von Wünschen