wort dictionary
FADE

Labyrinth

das
Plural: Labyrinthe
Genitiv: (e)s

۱. لابیرنت، هزارخم، هزارتو، هزاردالان؛ راه پرپیچ و خم؛ [روانشناسی:] ماز؛ [مج:] کلاف سردرگم؛ چیز خم اندر خم

Irrgarten

۲. [گوش:] لابیرنت، گوش داخلی؛ [ماهی:] برانشی