Kollaps
derPlural: Kollapse
Genitiv: es
۱. (حالت) ضعف (در اثر اختلال گردش خون)
Beispiele:
ضعف کردن، از حال رفتن، حالت ضعف به کسی دست دادن
einen Kollaps erleiden
۱. (حالت) ضعف (در اثر اختلال گردش خون)
ضعف کردن، از حال رفتن، حالت ضعف به کسی دست دادن
einen Kollaps erleiden