wort dictionary

Hilfskraft

die
Genitiv: NULL

۱. کارمندِ موقت؛ [نیز:] دستیار، نیروی کمکی

Beispiele:

(تحصیل کرده یا) دانشجویی که در یک انستیتوی علمی کار می کند، دستیار آموزشی

wissenschaftliche Hilfskraft