wortwort
das

Haus

die Häuser · des Hauses

Bedeutungen

  1. Beispiele
    از خانه بیرون‌ رفتن
    aus dem Haus gehen
    وارد خانه شدن
    ins Haus gehen
    Wendungen
    در اصل، اصلا
    von Haus(e) aus (Chirurg sein usw.)
    همسایه ی دیوار به‌ دیوار کسی بودن
    Haus an Haus wohnen (mit)
    دار و ندار، خانه و زندگی، هستی و نیستی، مایملک
    Haus und Hof
    تمام خانه را زیر و رو کردن (پی چیزی گشتن)
    das Haus auf den Kopf stellen
    کالایی را بدون مخارج حمل و نقل تحویل دادن
    etwas frei Haus liefern
    دار و ندار خود را از دست دادن
    Haus und Hof verlieren
    ما در همسایگی هم زندگی می کنیم (خانه ی ما بغل هم است)
    wir wohnen Haus an Haus
    بچه ها جدا (جدا از پدر و مادر) زندگی می کنند
    die Kinder sind aus dem Haus
  2. Opernhaus, Geschäft, Firma, Hotel usw.۷. (تالارِ) اپرا؛ (سالنِ) تئاتر؛ فروشگاه؛ شرکت؛ هتل؛ رستوران؛ کافه [و غیره]
  3. Parlament۸. پارلمان، مجلس؛ [نیز:] اعضای پارلمان، نمایندگان مجلس