Handschlag
derGenitiv: (e)s
۱. (دادنِ) دست، فشردن دست
Händedruck
Beispiele:Wendungen:
با کسی دست دادن و به او خوش آمد گفتن، به کسی با فشردن دست خوش آمد گفتن
jmdn. mit/ durch Handschlag begrüßen
با کسی دست دادن و از او قول گرفتن که
jmdn. durch Handschlag zu etwas verpflichten
بیکار/ عاطل نشستن، دست به سیاه و سفید نزدن، دست روی دست گذاشتن، قدم از قدم برنداشتن، هیچ کاری نکردن
keinen Handschlag tun