Härte
diePlural: Härten
Genitiv: NULL
۱. سختی؛ سفتی، استحکام؛ [مج:] شدت؛ سختگیری؛ شدتِ عمل، خشونت، ناملایمات؛ انعطافپذیری؛ قدرت
Beispiele:
(ضریبِ) سختیِ آهن
Härte des Eisens
شدتِ تضادها
die Härte der Gegensätze
سختگیری/ شدتِ عملِ بیجا
unnötige Härten
خشونتِ زندگی، ناملایماتِ اجتماعی
soziale Härten
با شدتِ هرچه تمامتر
mit aller Härte
انعطافناپذیریِ قانون
die Härte des Gesetzes
شدتِ/ قدرتِ ضربه
die Härte des Aufpralls
سنگینی (سختی) آب (بر حسب مقدار املاح موجود در آن)
die Härte des Wassers