Hacke
diePlural: Hacken
Genitiv: NULL
۱. کج بیل، بیلِ باغبانی، چنگک، سه چنگ، کلنگ
Gartengerät
۲. پاشنه(ی پا/ کفش/ جوراب)
(Ferse; Absatz)
Beispiele:
پاشنهها را بههم کوبیدن/ زدن؛ [مج:] خبردارایستادن
die Hacken zusammenschlagen
۱. کج بیل، بیلِ باغبانی، چنگک، سه چنگ، کلنگ
Gartengerät
۲. پاشنه(ی پا/ کفش/ جوراب)
(Ferse; Absatz)
پاشنهها را بههم کوبیدن/ زدن؛ [مج:] خبردارایستادن
die Hacken zusammenschlagen