wort dictionary
FADE

Gemeinschaft

die
Plural: Gemeinschaften
Genitiv: NULL

۱. ارتباط، پیوند؛ نشست و برخاست؛ مجالست، همنشینی، مصاحبت؛ همزیستی

unz. (Verkehr, Verbindung)

۲. به‌طورِ مشترک، مشترکاً، به‌اتفاق، به‌اتفاقِ یکدیگر، متفقاً

in Gemeinschaft mit (jmdm. arbeiten usw.)

مثال‌ ها:

با کسی مشترکاً زندگی کردن

in Gemeinschaft mit jdm. leben

۳. جامعه؛ جمعیت؛ اجتماع؛ جماعت؛ کانون؛ گروه

Vereinigung

مثال‌ ها:

جامعۀ (مشترکِ) اروپا

die Europäische Gemeinschaft (EG)