Garnitur
diePlural: Garnituren
Genitiv: NULL
۱. دست (لباس زیر)، سِت، سِری، سرویس (مثلا ظرف، مبل و غیره)، اثاث؛ تجهیزات، [نظامی:] اونیفورم
Beispiele:
لوازم مربوط به میز تحریر
eine Garnitur für den Schreibtisch
۱. دست (لباس زیر)، سِت، سِری، سرویس (مثلا ظرف، مبل و غیره)، اثاث؛ تجهیزات، [نظامی:] اونیفورم
لوازم مربوط به میز تحریر
eine Garnitur für den Schreibtisch