Fahrerflucht
diePlural: Fahrerflucht
Genitiv: NULL
۱. [گریختنِ راننده پس از سانحهای که خود باعثِ آن بودهاست]
Beispiele:
بعد از وقوع یک تصادف فرار کردن
Fahrerflucht begehen
۱. [گریختنِ راننده پس از سانحهای که خود باعثِ آن بودهاست]
بعد از وقوع یک تصادف فرار کردن
Fahrerflucht begehen