Einschlag
derPlural: Einschläge
۱. ضربه (بمب؛ گلوله)
۲. محل اصابت
Beispiele:
توی این دیوار هنوز محل اصابت گلوله دیده می شود
an dieser Mauer sind noch die Einschläge der Kugeln zu sehen
۳. پود (پارچه)
۴. لبه
۵. حاشیه (لباس)
۱. ضربه (بمب؛ گلوله)
۲. محل اصابت
توی این دیوار هنوز محل اصابت گلوله دیده می شود
an dieser Mauer sind noch die Einschläge der Kugeln zu sehen
۳. پود (پارچه)
۴. لبه
۵. حاشیه (لباس)