Eingabe
diePlural: Eingaben
Genitiv: NULL
۱. درخواست، درخواستِ کتبی، تقاضانامه؛ عرضِ حال؛ عریضه
(Gesuch)
Beispiele:
درخواستنوشتن
eine Eingabe machen
۲. واردکردن، نوشتن، خوراندن؛ اطلاعات داده شده (به کامپیوتر)
Computer
Beispiele:
پس از واردکردنِ/ نوشتنِ
nach Eingabe von
۳. خوراندن
unz. (von Medizin usw.)
۴. درخواست، عریضه، حرضحال، شکایت نامه
[Politik]