wort dictionary

Echtzeit

die
Plural: Echtzeit
Genitiv: NULL

۱. بی درنگ، همزمان (پردازش داده های الکترونیکی)

Beispiele:

پردازش داده های الکترونیکی همزمان

Echtzeitbetrieb

سیستمهای پردازش همزمان داده ها

Echtzeitsysteme