Durchlass
derPlural: Durchlässe
Genitiv: es
۱. (اجازه ی) عبور؛ گذر
unz. (das Durchlassen)
۲. راه، راه عبور؛ دالان؛ مدخل؛ دهانه؛ شکاف؛ مجرا؛ دریچه
Öffnung
۳. گذرگاه؛ محل عبور
۱. (اجازه ی) عبور؛ گذر
unz. (das Durchlassen)
۲. راه، راه عبور؛ دالان؛ مدخل؛ دهانه؛ شکاف؛ مجرا؛ دریچه
Öffnung
۳. گذرگاه؛ محل عبور