wort dictionary

Durchfahrt

die
Plural: Durchfahrten
Genitiv: NULL

۱. عبور [عبور وسایل نقلیه]؛ گذشتن، رد شدن؛ رفتن،‌ سفر

unz. (das Duchfahren)

Beispiele:

عبور ممنوع

Durchfahrt verboten!; keine Durchdahrt!

۲. راه؛ راه عبور؛ دروازه، در، خروجی؛ گذرگاه (وسیله ی نقلیه)؛ [نیز:] راه آبی، تنگه، بغاز

Weg, Tor usw.

Beispiele:

راه را/ راه عبور را سد نکنید، جلو دروازه پارک نکنید

Druchfahrt freihalten!