Bord
derPlural: Borde
Genitiv: (e)s
۱. عرشه ی کشتی؛ داخل هواپیما (یا سفینه)
Beispiele:Wendungen:
در هواپیما بودن
an Bord (eines Flugzeuges) sein
سوار کشتی شدن
an Bord (eines Schiffes) gehen
بارگیری کردن
Fracht an Bord nehmen
پیاده شدن
von Bord gehen
در کشتی؛ در هواپیما؛ در سفینه فضایی
an Bord
از کشتی
über Bord
از کشتی بیرون افتادن
über Bord gehen/ fallen
از کشتی بیرون انداختن
über Bord werfen
دویست و پنجاه مسافر در داخل هواپیما بودند
an Bord des Flugzeugs befanden sich 250 Passagiere
کمک! (یک نفر از داخل کشتی در آب افتاد)
Mann über Bord
۲. لبه؛ حاشیه؛ کناره
Rand