Bessere
dasPlural: Bessere
Genitiv: NULL
۱. کار بهتری؛ چیز بهتری؛ حرف بهتری؛ وضع بهتری
Beispiele:
من کارهای مهمتری دارم/ وقتنم را با این چیزها تلف نمی کنم
ich habe Besseres zu tun
اگر فعلاً کار مهمی نداری
wenn du gerade nichts Besseres vorhast
چیزی بهتری
etwas Besseres
خود را بهتر از دیگران دانستن، خود را آدمی حساب کردن
sich für etwas Besseres halten