Balz
diePlural: Balzen
Genitiv: NULL
۱. عشقبازی برخی از پرندگان بزرگ جنگلی و صحرایی در فصل جفتگیری
Wendungen:
پرندگان عشقباز را شکار کردن
auf die Balz gehen
۲. چراغ سبز نشان دادن خانمها به مردان
[figurativ]
۱. عشقبازی برخی از پرندگان بزرگ جنگلی و صحرایی در فصل جفتگیری
پرندگان عشقباز را شکار کردن
auf die Balz gehen
۲. چراغ سبز نشان دادن خانمها به مردان
[figurativ]