Bärenhunger
derPlural: Bärenhunger
Genitiv: NULL
۱. گرسنگی شدید؛ گرسنگی زیاد
Beispiele:
دلم دارد ضعف می رود، از گرسنگی دارم هلاک می شوم
ich habe einen Bärenhunger ugs.
شدیدا (خیلی) گرسنه بودن
einen Bärenhunger haben
۱. گرسنگی شدید؛ گرسنگی زیاد
دلم دارد ضعف می رود، از گرسنگی دارم هلاک می شوم
ich habe einen Bärenhunger ugs.
شدیدا (خیلی) گرسنه بودن
einen Bärenhunger haben