wort dictionary

Ausweichmanöver

das

۱. حرکت ماهرانه (عکس العمل) برای عدم برخورد به مانع (در هنگام رانندگی)

۲. عمل پیچاندن (عامیانه و در معنای غیر لفظی)

Ablenkung

Beispiele:

این یک بهانه است، عامیانه: داره می پیچونه

das ist ein Ausweichmanöver