wort dictionary

a - A

das

۱. حرف اول الفباء

Beispiele:

موضوع اصلی یک جریان؛ اصل کار؛ اساس و پایه ی چیزی

das A und O einer sache

از اول تا آخر؛ از سر تا پا؛ سراسر؛ به کلی

von A bis Z

Wendungen:

کسی که خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند؛ کسی که کاری را شروع می کند باید آن را به پایان برساند

wer A sagt, muss auch B sagen

۲. (نوت) لا (موسیقی)