• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    zuwiderlaufen

    intransitiv

    ۱. بر خلافِ چیزی بودن، مغایرت داشتن با، مغایر بودن با

    seinen Interessen usw.

    مثال‌ ها:

    از عقل به دور بودن، بر خلافِ عقل بودن

    dem Verstand zuwiderlaufen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی