• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    zusammenklappen

    transitiv

    ۱. تا کردن؛ بستن

    مثال‌ ها:

    تاشو بودن

    sich zusammenklappen lassen (Tisch usw.)

    ۲. از حال رفتن، غش کردن؛ [مج:] درهم شکستن

    itr., ist (Person)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی