zufliegen
intransitiv۱. پیشِ کسی آمدن / رفتن (و ماندن)
Vogel
عبارات کاربردی:
همین طور راحت فکرهای بکر به ذهنش می رسد
ihm fliegen die Ideen nur so zu
او محبوبِ همه است، همه دلباختۀ او می شوند
die Herzen fliegen ihr zu
۲. (بشدت) بسته شدن
Tür usw.
۱. پیشِ کسی آمدن / رفتن (و ماندن)
Vogel
همین طور راحت فکرهای بکر به ذهنش می رسد
ihm fliegen die Ideen nur so zu
او محبوبِ همه است، همه دلباختۀ او می شوند
die Herzen fliegen ihr zu
۲. (بشدت) بسته شدن
Tür usw.