zerteilen
transitiv۱. تقسیم کردن (به)؛ (از هم) جدا کردن؛ پراکنده کردن
+ in Akk.
۲. تقسیم شدن (به)؛ [نیز:] (از هم) جدا شدن؛ پراکنده شدن
sich zerteilen (in Akk.)
۱. تقسیم کردن (به)؛ (از هم) جدا کردن؛ پراکنده کردن
+ in Akk.
۲. تقسیم شدن (به)؛ [نیز:] (از هم) جدا شدن؛ پراکنده شدن
sich zerteilen (in Akk.)