• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    zeitig

    Adjektiv

    ۱. زود

    adv. (zeitig aufstehen usw.)

    مثال‌ ها:

    بموقع

    zeitig genug [am Bahnhof sein]

    ۲. اوایلِ [بعد از ظهر و غیره]

    am zeitigen Nachmittag usw.

    Grammatik

    POSITIVzeitig
    KOMPARATIVzeitiger
    SUPERLATIVam zeitigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی