wort dictionary

wenn

Konjunktion

۱. اگر، چنانچه، در صورتی که؛ هر گاه

Bedingung

مثال‌ ها:

اگر از این راه بروید نزدیکتر است

wenn Sie diesen Weg nehmen, ist es näher

اگر ممکن است

[eine Tasse Kaffee,] wenn es geht

اگر می دانستم

wenn ich das gewusst hätte ...

اگر او نمی بود / نبود ...

wenn er nicht gewesen wäre ...

اگر بموقع آمده بودی / می آمدی ...

wenn du rechtzeitig gekommen wärest ...

اگر بیایی خیلی خوشحال می شوم

es würde mich freuen, wenn du kämst

تنها در صورتی که، فقط وقتی که

nur, wenn [ich eingeladen werde]

در صورتِ لزوم

wenn nötig

در غیرِ این صورت، والا، وگرنه، اگر نه

wenn nicht

نه که نه

wenn nicht, dann eben nicht

۲. وقتی که، که، وقتی [عا]، هنگامی که

temp.

مثال‌ ها:

وقتی که بهار می شود ...، بهار که می شود

wenn es Frühling wird ...

بزرگ که شدم

wenn ich groß bin [will ich Arzt werden]

هر وقت که، هر بار که

jedesmal/ immer, wenn

حالا هر چه هم که خواهش و تمنا کنی ...

und wenn du noch so sehr bittest ...

۳. گو اینکه، ولو اینکه، اگر چه، گرچه، هر چند که، با اینکه

wenn ... auch

مثال‌ ها:

او گو اینکه دوستِ من است ...

wenn er auch mein Freund ist ...

۴. حالا که

wenn ... schon

مثال‌ ها:

حالا که چیزی سرش نمی شود لااقل بهتر است ...

wenn er schon nichts weiß, sollte er wenigstens ...

=> wennschon

۵. (ای) کاش، کاشکی؛ خدا کند که

wenn ... doch; wenn ... nur

مثال‌ ها:

کاش که / خدا کند که هر چه زود تر بیاید

wenn er doch endlich käme!

کاش این کار را نکرده بود / نمی کرد

wenn er dies nur nicht getan hätte

کاش می دانستم، نمی دانم

wenn ich das wüsste!

۶. انگار (که)، مثلِ اینکه

wie wenn; als wenn

مثال‌ ها:

انگار که همه بر ضدِ ما توطئه کرده اند

es ist, wie wenn alles sich gegen uns verschworen hätte

طوری رفتار می کند انگار که ...

er tut so, als wenn er ...