آهنگ آلمانی
صرف افعال
اصلاحات روزمره
فلش کارت
FA
DE
weglaufen
intransitiv
صرفش کن
۱. فرار کردن، در رفتن؛ (گذاشتن و) رفتن
عبارات کاربردی:
فوریت / عجله ندارد، فوری نیست
das läuft mir nicht weg ugs.
تماس با ما
درباره ما
ارتقا عضویت
حریم خصوصی