wort dictionary

was

Indefinitpronomen

۱. چیزی؛ یک چیزی؛ یک کاری؛ یک حرفی؛ یک مطلبی

etwas

مثال‌ ها:

چیزِ تازه ای شنیده ای؟

hast du was Neues gehört?

چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟

ist was?

می دانی چیست (چیه)؟

weißt du was?

بگذار یک چیزی به تو بگویم

ich will dir was sagen (auch drohend)

آخر یک کاری بکن!

tu doch was!

آخر یک چیزی بگو / یک حرفی بزن!

sag doch was!

۲. همچو چیزی، همچه چیزی، چنین چیزی

so was

مثال‌ ها:

شاعر و از این حرفهاست، شاعر ماعر است

er ist so was wie ein Dichter

اینجا مستراحی چیزی هست؟ اینجا مستراح پستراح کجاست؟

gibt es hier so was wie 'n Klo?

عبارات کاربردی:

اِی بابا!

na, so was!

چه چیزِ مسخره ای! عجب حماقتی!

so was Dummes!

آن وقت همچو کسی اسمِ خودش را گذاشته کارشناس!

und so was schimpft sich Experte!