wort dictionary

wappnen

transitiv

۱. خود را آماده کردن (برای)؛ پیهِ چیزی را به تنِ خود مالیدن

sich wappnen (gegen)

مثال‌ ها:

آمادگیِ چیزی را داشتن، آمادۀ چیزی بودن

gewappnet sein gegen

عبارات کاربردی:

باید حوصله / جرأت به خرج بدهم

ich muss mich mit Geduld/ Mut usw. wappnen