wort dictionary

vorrücken

intransitiv

۱. جلو (تر) رفتن

sich nach vorn bewegen

مثال‌ ها:

صندلیِ خود را کمی جلو تر بردن

mit seinem Stuhl etwas vorrücken

۲. پیشروی کردن، پیش رفتن

۳. دست یافتن به، رسیدن به، (مقامی را) احراز کردن

auf den 3. Platz usw.

۴. فرا رسیدن، نزدیک شدن

Abend usw.