vorlassen
transitiv۱. پذیرفتن؛ اجازۀ ورود دادن به
empfangen
۲. راه دادن به؛ نوبتِ خود را دادن به؛ گذاشتن که کسی بگذرد / زودتر برود / جلو بزند [و غیره]
vorangehen, voranfahren lassen
۱. پذیرفتن؛ اجازۀ ورود دادن به
empfangen
۲. راه دادن به؛ نوبتِ خود را دادن به؛ گذاشتن که کسی بگذرد / زودتر برود / جلو بزند [و غیره]
vorangehen, voranfahren lassen