• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    verwickelt

    Adjektiv

    ۱. پیچیده، بغرنج، غامض

    Situation usw.

    عبارات کاربردی:

    درگیرِ چیزی بودن؛ [نیز:] در کاری دست داشتن، پای کسی هم در کاری در میان بودن

    verwickelt sein in Akk.

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی