vermisst
Adjektiv۱. گم شده، مفقود؛ مفقودالاثر
مثال ها:
چندین روز است که از او اثری نیست
er ist seit Tagen vermisst
کسی / هواپیمایی را مفقودالاثر اعلام کردن
jmdn./ ein Flugzeug als vermisst melden
۱. گم شده، مفقود؛ مفقودالاثر
چندین روز است که از او اثری نیست
er ist seit Tagen vermisst
کسی / هواپیمایی را مفقودالاثر اعلام کردن
jmdn./ ein Flugzeug als vermisst melden