• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    verdrängen

    transitiv

    ۱. کنار زدن؛ به در کردن؛ راندن؛ طرد کردن؛ [روانشناسی:] سرکوب کردن، واپس زدن

    مثال‌ ها:

    عقده های سرکوب شده / سر کوفته / واپس زده

    verdrängte Komplexe

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی