• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    verankern

    transitiv

    ۱. لنگر (ـِ کشتی را) انداختن؛ [مج:] محکم / ثابت کردن؛ [نیز:] درج کردن، گنجاندن، وارد کردن در

    مثال‌ ها:

    مندرج در قانون

    im Gesetz verankert

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی