wort dictionary

umschwärmen

schwaches Verb

۱. [به تعداد زیاد] دور چیزی چرخیدن/ پرواز کردن؛ [مج:] دور کسی چرخیدن/ گردیدن، شیفته ی کسی بودن

[hat]

مثال‌ ها:

کسی از روی علاقه دور و بر کسی می چرخد

jemand umschwärmt jdn.

دختران جوان (از روی علاقه) به دور این هنرپيشه می گردند

der Schauspieler wird von jungen Mädchen umschwärmt