überwuchern
schwaches Verb۱. (بیش از حد) پوشاندن/ روی چیزی را گرفتن
[hat]
مثال ها:
باغچه پر از علف هرز شده است، علف هرز تمام باغچه را پوشانده است
Unkraut hat das Beet völlig überwuchert
۱. (بیش از حد) پوشاندن/ روی چیزی را گرفتن
[hat]
باغچه پر از علف هرز شده است، علف هرز تمام باغچه را پوشانده است
Unkraut hat das Beet völlig überwuchert