übertreten
transitiv۱. زیر پا گذاشتن، نقض کردن، تخطی کردن از، به حدودِ چیزی تجاوز کردن؛ سرپیچی کردن از (قانون)
[hat]; Gesetz usw.
۲. پای کسی رگ به رگ شدن / پیچ خوردن
sich den Fuß übertreten
۱. زیر پا گذاشتن، نقض کردن، تخطی کردن از، به حدودِ چیزی تجاوز کردن؛ سرپیچی کردن از (قانون)
[hat]; Gesetz usw.
۲. پای کسی رگ به رگ شدن / پیچ خوردن
sich den Fuß übertreten