überlagern
schwaches Verb۱. روی چیزی قرار گرفتن
[hat]
مثال ها:
سنگ با گدازه پوشانده شده است
das Gestein ist von der Lava überlagert worden
۲. منطبق شدن، روی هم افتادن
[hat]
مثال ها:
امواج دیگری روی این فرستنده افتاده اند
der Sender ist von anderen Wellen überlagert worden
۳. مانده و کهنه بودن
überlagert sein
مثال ها:
این داروها مانده و کهنه هستند
die Medikamente sind überlagert