übereilen
schwaches Verb۱. شتابزدگی کردن در، عجله کردن در، حوصله به خرج ندادن، عجله به خرج دادن
[hat]
مثال ها:
بهتر است در گرفتن این تصمیم شتابزدگی نکنی
du solltest deinen Entschluss nicht übereilen
شتابزدگی نکردن، حوصله به خرج دادن
nichts übereilen
در انجام کاری عجله به خرج دادن
etwas übereilen
۲. شتابزدگی کردن (در)، عجله کردن (در)، حوصله به خرج ندادن، با عجله انجام دادن، شتابزده انجام دادن
sich übereilen (bei/ mit)