• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    stranden

    intransitiv

    ۱. [کشتی:] به گِل نشستن؛ [مج:] به جایی / به نتیجه ای نرسیدن، دچارِ شکست شدن، عقیم ماندن

    مثال‌ ها:

    سیاستِ او به جایی نرسید

    er ist mit seiner Politik gestrandet

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی