stochern
schwaches Verb۱. سیخ زدن (آتش را با سیخ به هم زدن)، چیزی را زیر و رو کردن، چیزی را به هم زدن؛ خلال کردن (دندان)
[hat]; stochern in (der Erde, dem Feuer usw.)
عبارات کاربردی:
یواش یواش و با بی حالی غذا خوردن
im Essen stochern
با غذای خود بازی کردن
in seinem Essen stochern
دندان خود را خلال زدن
in den Zähnen stochern